۱۳۸۷ آبان ۲, پنجشنبه

A man hanged in public in Northern Province of Gilan


NCRI – A young man identified as Qanbar Kelari was hanged in public outside Nashtaroud prison in the northern province of Gilan.
The 34-year-old Kelari cried, I was innocent but that did not save him from facing the gallows minutes later.
The crowd watching the hanging turned against the security forces and local judiciary officials carrying out the sentence.
The clashes between Nashtaroud residents and State Security Forces lasted for hours stopping transfer of the prisoner's corpse from the scene.
On January 31, the mullahs' judiciary chief, Mahmoud Hashemi Shahroudi, ordered death penalty should be carried out behind close doors. This is a new tactic by the Iranian regime to carryout other heinous crimes such as amputating limbs and gouging eyes behind closed doors."We have repeatedly seen that people expressed sympathy with the person who was going to be hanged in public. People even expressed their abhorrence at the execution of the sentence," said the assistant prosecutor for sentences in Tehran's criminal prosecution office, the state-run daily Javan reported on January 31.
"With far less expenditure, executions could be carried out in prison," he added. The state-run websites also admitted to the adverse effects of public hangings and noted that the victims' gestures before being hanged deeply affected the young people and left heroes image in their minds. These websites regretted that in addition to generating hatred among people, public hangings have also damaged the status of the regime in the world.

۱۳۸۷ مهر ۲۵, پنجشنبه

قطار نقض حقوق بشر "بدون ترمز" و "دنده"


در زندانها هم انگار خبرهايي است: "محمد صديق کبودوند" به گفته "سازمان حقوق بشر کردستان" تحت فشار ‏است.ممنوع الملاقات شده و از لحاظ رواني شديدا تحت فشار قرار گرفته است. "صباح نصري" و "هدايت ‏غزالي" دو دانشجوي دربند کرد به 209 برده شده اند با آنکه وضعيت "هدايت" وخيم اعلام شده بر اثر اعتصاب ‏غذا.وکلاي "منصور اسانلو" هم طي نامه اي به مسئولان قضايي نوشتند:" موکل ما نيازمند مراقبتهاي پزشکي ‏است". و اين در حالي است که اتحاديه هاي کارگري دهها کشور جهان از روز دوشنبه، در "هفته اقدام حمل و نقل ‏جاده اي"، همبستگي خود را با کارگران ايران اعلام مي کنند. ‏

در چنين شرايطي ‏40 نفراز دانشجويان تحصيلات تكميلي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي با انتشار نامه ‏اي تحت عنوان "استادان ما را به دانشگاه بازگردانيد" نسبت به اخراج يا بازنشستگي اجباري ‏استادان اين دانشگاه ‏اعتراض كردند. ‏

فعالان زن هم که اين روزها درگيرند و معترض به ‏ لايحه موسوم به "حمايت از خانواده"، در گفتگو با "روز" ‏مي گويند: "مسئولان عامدانه با زنان لج مي کنند".‏

همه اينها به جاي خود، تنها خبر خوب هفته آزادي "عمادالدين باقي" بود.با آزادي اين فعال حقوق بشر 4 سال ‏زندان و 55 احضار در کارنامه اش ثبت گرديد.گزارشگران بدون مرزدر همين خصوص دراطلاعيه اي مي ‏نويسد: "عماد باقي آزاد شد اما ايران همچنان بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است".‏

باري... قطار نقض حقوق بشر "بدون ترمز" و "دنده" و با سرعت درحرکت است.به مقصدي نامعلوم.70 ميليون ‏ايراني در واگن هاي اين قطار دست و پا مي زنند. بي خود نيست که يک روز امثال "گلشيفته فراهاني" و "ميترا ‏حجار" خود را از قطاربه بيرون پرت مي کنند، بازاريان يک هفته تعطيل مي کنند بازار را و سرمايه هاي کشور ‏به جاي نوشتن "شادنامه"، "رنجنامه" مي نويسند.بي خود نيست...

((((( قطار نقض حقوق بشر بدون دنده و ترمز )))))



يک هفته با حقوق بشر


مهر است و مردم ايران "سوار بر قطاري بدون ترمز" در رهند.هر روز و در هر واگن قطار خبرهايي است.در ‏زندانش، دانشگاهش، از زنان و مردانش، کارگر روزنامه نگارش. در يک کلام از همه سرنشينانش.سرگذشت ‏مردم ايران در هفته اي که گذشت را مي خوانيم. ‏





و شايد در کلاس جبراني بود که مسئولان قضايي حکم" زهره" و "آذر کبيري"، دو خواهر محکوم به سنگسار را ‏نقض کردند و پرونده رفت براي بازنگري.با اين وجود هنوز 4 نفر ديگر حکم سنگسار دارند.‏

همزمان، انجمن صنفي روزنامه نگاران هم کارنامه ديگري را نشان مي دهد: وضعيت روزنامه نگاران در ‏تابستان امسال.و مي خوانيم: حقوق روزنامه نگاران در سه ماهه تابستان 1387 هر ‏‏18 ساعت يكبار از سوي ‏مسئولين دولتي مورد تعرض قرار گرفته است.‏

آنطرف تر يک مقام قضايي ناقل خبري مي شود که در نوع خود عجيب است: "بيش از يکصد هزار نفر در ‏ايران، ممنوع الخروج و ممنوع المعامله هستند". معادل ساده تر اين دو مجازات شايد اين باشد؛ ممنوع ‏الخروج:زنداني به مقياس ايران و ممنوع المعامله: يک نوع تحريم.‏

مهر است اما بي مهري حاکميت هر روز و همه روز گريبان يکي را مي گيرد.بازداشتها را نگاهي بياندازيد: ‏‏"مجتبي لطفي "مسئول دفتر آيت الله منتظري در قم بازداشت مي شود، چهار درويش گنابادي به نامهاي "سياوش ‏ساکي"، "مرتضي سپندار"، " امين صفاري"، "هادي اباذري" توسط نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي در مقابل ‏حسينيه دراويش در کرج دستگير شدند."جواد عليزاده "فعال دانشجويي اخراج شده به زندان مي رود.‏

يا محکوميت هاي اين هفته را ببينيد: "دکترمحمد مهدي احمدي" دبير سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي ‏دانشجويان دانشگاه هاي شيراز و علوم پزشکي طي حکمي از سوي شعبه اول دادگاه انقلاب شيراز به اتهام " تبليغ ‏عليه نظام " به ۸ ماه حبس محکوم شد. "حسين رحماني" دانشجوي کامياراني به 6 سال حبس محکوم گرديد. حکم ‏دو سال حبس تعليقي" آرمان صداقتي" عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي پلي تکنيک در دادگاه تجديد ‏نظر تأييد شد.همچنين ‏"مهران بندي اميرآباد" از فعالان جامعه بهائي را به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به سه سال و ‏نيم حبس وسه سال تبعيد به شهر بابک محکوم کردند. ‏

و به همين ترتيب مي رسيم به احضارها: بيش از 30 نفر از دانشجويان دانشگاه يزد، به کميته انضباطي احضار ‏شدند.بعلاوه، سولماز ايگدر، خبرنگار کانون زنان ايراني به شعبه ۳۱ دادگاه انقلاب مستقر در شهرري احضار ‏شد. ‏



در زندانها هم انگار خبرهايي است: "محمد صديق کبودوند" به گفته "سازمان حقوق بشر کردستان" تحت فشار ‏است.ممنوع الملاقات شده و از لحاظ رواني شديدا تحت فشار قرار گرفته است. "صباح نصري" و "هدايت ‏غزالي" دو دانشجوي دربند کرد به 209 برده شده اند با آنکه وضعيت "هدايت" وخيم اعلام شده بر اثر اعتصاب ‏غذا.وکلاي "منصور اسانلو" هم طي نامه اي به مسئولان قضايي نوشتند:" موکل ما نيازمند مراقبتهاي پزشکي ‏است". و اين در حالي است که اتحاديه هاي کارگري دهها کشور جهان از روز دوشنبه، در "هفته اقدام حمل و نقل ‏جاده اي"، همبستگي خود را با کارگران ايران اعلام مي کنند. ‏

در چنين شرايطي ‏40 نفراز دانشجويان تحصيلات تكميلي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي با انتشار نامه ‏اي تحت عنوان "استادان ما را به دانشگاه بازگردانيد" نسبت به اخراج يا بازنشستگي اجباري ‏استادان اين دانشگاه ‏اعتراض كردند. ‏

فعالان زن هم که اين روزها درگيرند و معترض به ‏ لايحه موسوم به "حمايت از خانواده"، در گفتگو با "روز" ‏مي گويند: "مسئولان عامدانه با زنان لج مي کنند".‏

همه اينها به جاي خود، تنها خبر خوب هفته آزادي "عمادالدين باقي" بود.با آزادي اين فعال حقوق بشر 4 سال ‏زندان و 55 احضار در کارنامه اش ثبت گرديد.گزارشگران بدون مرزدر همين خصوص دراطلاعيه اي مي ‏نويسد: "عماد باقي آزاد شد اما ايران همچنان بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است".‏

باري... قطار نقض حقوق بشر "بدون ترمز" و "دنده" و با سرعت درحرکت است.به مقصدي نامعلوم.70 ميليون ‏ايراني در واگن هاي اين قطار دست و پا مي زنند. بي خود نيست که يک روز امثال "گلشيفته فراهاني" و "ميترا ‏حجار" خود را از قطاربه بيرون پرت مي کنند، بازاريان يک هفته تعطيل مي کنند بازار را و سرمايه هاي کشور ‏به جاي نوشتن "شادنامه"، "رنجنامه" مي نويسند.بي خود نيست...
‏10 اکتبر امسال روزي بد بود و سياه؛ مثل همه اين سالها.در اين روز نهادهاي حقوق بشري کارنامه يکساله اعدام ‏در جمهوري اسلامي را دادند دست مردم ايران و اهالي ايران سرهايشان را تکان دادند وقتي اين ريز نمرات را ‏ديدند:‏‏286 نفر اعدام شده اند. 45 اعدام در ملا عام اجرا شده. 14 زنداني سياسي و 4 زن در ميان اعدام شدگان بوده ‏اند.سن سه نفر از اعدامي ها کمتر از 18 بوده و 13 تن هم هنگام وقوع جرم کمتر از سن قانوني داشته اند.نتيجه ‏گيري :جمهوري اسلامي باز رفوزه شد.باز رفت ته کلاس.‏‏ در همين حال "شيوا نظر آهاري" از ادامه تحصيل باز مانده به خاطر دفاع از حقوق بشر."سيامک کريمي"، ‏دانش آموخته ي رشته ي حقوق دانشگاه بوعلي سينا همدان هم به مانع برخورده براي ادامه تحصيل.مانع گزينش.‏

۱۳۸۷ مهر ۲۴, چهارشنبه

بازاریان دستگیر شده در سلولهای انفرادی زندانی هستند

Aufruf zur Unterstützung der Volksmodjahedin



Agenturen- Ein Aufruf zur Verteidigung der Rechte der Exiliraner im Irak wurde gestartet. Der Aufruf betrifft die 3500 Volksmodjahedin (PMOI) und ihre Familien, die in Camp Ashraf leben.Sie wurden im Mai 2003 von den multinationalen Streitkräften im Irak entwaffnet und bekamen den Status der “geschützten Personen” unter der 4. Genfer Konvention. Aber es sieht aktuell so aus, als hätten die Amerikaner entschieden, die Führung über Camp Ashraf der irakischen Regierung zu überlassen.
Auf den ersten Blick wirkt die Maßnahme sinnvoll, doch die iranische Regierung fordert die Auslieferung dieser Menschen.“Wenn sie ausgeliefert werden, dann erwarten sie Folter und Hinrichtung”, warnten die französische Menschenrechtsgruppe „Nouveaux droits de l’homme (Neue Menschenrechte)“ in ihrem Appell.Unter den Unterzeichnern des Aufrufs befanden sich unter anderem Raymond Aubrac, François Colcombet, früherer Abgeordneter und Richter, Bishop Gailot, Ghaleb Bencheikh (Präsident der Weltkonferenz für Frieden), Saleh Rajavi (Präsident des nationalen Widerstandsrates für den Iran), Anissa Boumediene (früher First Lady von Algerien) und Betoul Fekkar, die erste Frau im französischen Rat für Muslime.Einhundert Familienmitglieder und Verwandte der Bewohner von Ashraf hatten von ein paar Wochen einen Sitzstreik vor dem UN Hochkommisariat für Flüchtlinge (UNHCR) in Genf durchgeführt.Amnesty International schrieb einen Brief an die irakische und amerikanische Behörde, um sie an ihre Verpflichtungen gegenüber dem internationalen Recht zu erinnern, insbesondere an Artikel 27 der 4. Genfer Konvention, die die Ausweisung oder Rückführung der PMOI Mitglieder verbietet, solange multinationale Truppen im Irak präsent sind

Iran : Quarante-quatre arrestations dans une fête à Machad


Iran : Quarante-quatre arrestations dans une fête à Machad
PDF
Print
E-mail
CNRI - Quarante-quatre personnes ont été arrêtées le 6 octobre dans la ville sainte de Machad. Vingt-sept femmes et dix-sept hommes ont été interpellés par les forces de sécurité de l’Etat dans une fête.
«Nous avons envoyé cinq équipes mixtes pour stopper ce crime », s’est félicité un responsable de l'appareil judiciaire ce jour-là.
Outre les arrestations, des bouteilles d’alcool, des antennes paraboliques et autres articles illégaux ont été saisis par la police, a ajouté le responsable. Des descentes de police contre les fêtes sont une pratique de longue date des mollahs en Iran. Dans un incident du même genre, 70 personnes avaient été arrêtées à Chiraz le 19 juillet. Encore une fois, le 15 avril, le quotidien officiel Djomhouri-Islami rapportait que 67 jeunes avaient été interpellés dans une fête mixte dans le nord de Téhéran.
Dans cette affaire, les agents des FSE avaient été envoyés dans une maison où la fête battait son plein, rue Moghadas-Ardebili, selon des témoins.
Tous les participants qui n’avaient pas d’ « apparence décente», ont été arrêtés par les forces de sécurité, a ajouté un officiel local

مشاور احمدی نژاد: خودم سلمان رشدی را می کشم



علی اکبر جوانفکر ، مشاور مطبوعاتی محمود احمدی نژاد، به علت وجود پاره ای اختلافات ، به زودی پست خود را ترک و از نهاد ریاست جمهوری خدا حافظی خواهد کرد.

جوانفکر بدان علت مشاورت رییس جمهور را رها می کند که با مجموعه مردان احمدی نژاد به ویژه غلامحسین الهام و هاشمی ثمره ، دچار اختلافات شدید و عملا منزوی شده است.

وی در حال حاضر ، تنها با مهدی کلهر ، مشاور رسانه ای احمدی نژاد، روابط حسنه ای دارد.

به گزارش فرارو ، آقای احمدی نژاد استعفای جوانفکر را پذیرفته و قرار است به زودی وی را سفیر ایران کند.به احتمال زیاد ، جوانفکر ، سفیر ایران در یکی از کشورهای اسپانیولی زبان خواهد شد اما قاعدتا اسپانیا از پذیرفتن وی خودداری خواهد کرد.

وی ، زمانی که رییس دفتر ایرنا در مادرید بود ، در مصاحبه با تلوزیون دولتی اسپانیا اعلام کرد که اگر دستش به سلمان رشدی برسد ، وی را خواهد کشت. این اظهار ، باعث اخراج جوانفکر از اسپانیا شد.

در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ، جوانفکر خبرنگار ایرنا در اسپانیا بود و زمانی که احمدی نژاد به شهرداری تهران رفت ، از ایرنا جدا شد و به او پیوست.

جوانفکر سپس در مبارزات انتخاباتی احمدی نژاد ، به تبلیغ برای او پرداخت و در چند نوبت ، به نیابت از او در مناظره های تلوزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری نهم شرکت کرد.

مشاور مطبوعاتی رییس جمهور ، چندی پیش در وبلاگش اعلام کرده بود که اگر جعلی بودن مدرک دکترای کردان ثابت شود ، وی باید استعفا دهد و محاکمه شود و قطعا دولت عدالت محور احمدی نژاد گریبان وی را خواهد گرفت.

اخیرا پس از قطعیت رسمی قلابی بودن مدرک وزیر کشور آقای احمدی نژاد، جوانفکر از موضع اول خویش عقب نشسته است.

۱۳۸۷ شهریور ۷, پنجشنبه

امام جمعه: "زنان بدحجاب مانند الاغ های پالان دار هستند"




یزدفردا: حجه السلام علی برهان امام جمعه مهریز گفت افتخارما مهریزی ها مذهبی بودنمان است و در این امر قرص قرص هستیم وشوخی بردار هم نیست و بحق رسول الله خدا نکند که روزی شیاطین بخواهند مهریز بکر و دست نخورده را خرابش بکنند.
امام جمعه مهریز افزود: مردم مهریزتحمّل وجود یک خانم مانتویی را در شهرشان ندارند و دانشگاهی که بخواهد خانم مانتویی را راه بدهد نداریم وهم اکنون پوشش لباس و وضع ظاهری که بعضی از خانمها و دختران می چرخند از بی حجابی بدتر است.
حجه الاسلام برهان گفت: حدیثی است که می گوید؛ زمانی می رسد که انسانها خودشان ر امی پوشانند ولی باز هم برهنه هستند، بعضی ازعلمای آن زمان می گفتند: این حدیث اشتباه است مگر می شود انسان هم برهنه باشد وهم عریان اما امروزه با آمدن لباسهای جدید وجورابهای شیشه ای این امر ثابت شد که می شود بدن انسان هم پیدا باشد وهم ناپیدا.
وی گفت: شهر مهریز کاستیات وعاریات را نمی پذیرد، مانتویی که منجر شود به بدحجابی را نمی پذیرد چون بدحجابی از بی حجابی بدتراست.
وی گفت: انسان آدم بی حجاب را مانند الاغ لخت و بی پالان یک بار ببیند چشمانش سیر می شود و دیگر وسوسه نمی شود و شماها الاغ بی پالان ندیده اید که حتماً دیده اید و در زمان شاه زنان بی حجاب زیاد بودند ولی جلب توجه نمی کردند ولی هم اکنون زنان بد حجاب که مانند الاغ های پالان دار هستند در جامعه فراوانند و خودنمایی میکنند.
امام جمعه مهریز گفت: من نمی خواهم ترویج بی حجابی بکنم فقط می خواهم بگویم که بدحجابی از بی حجابی پلیدترو زشت تراست.
وی افزود: وظیفه ثقلین حفظ حیا، ناموس و دین مردم است که خدا امثال این گونه مؤسسات قرآنی را دراین شهرزیاد کند و خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد در مهریزسینما بزند و دختر و پسراین شهر مذهبی را درتاریکی سالن سینما به دست هم بدهد وبه دنبال آن نامه ها و تلفن ها رد و بدل بشود.

۱۳۸۷ مرداد ۲۹, سه‌شنبه

به چه جرمی ؟ زن بودن ؟ یا کرد بودن ؟



کمپین آزادی برای زینب بایزیدی
بازداشت ! شکنجه ! زندان و تبعید ! به چه جرمی ؟ زن بودن ؟ یا کرد بودن ؟
خبر ؛ شگفت زده مان کرد ! چهار سال حبس در تبعید ؟ برای زینب ! ناباورانه از هم پرسیدیم بعد از حکم هانا چشممان به این حکم روشن !؟ چهار سال حبس در تبعید برای زینب بایزیدی به چه جرمی ؟ زن بودن ؟ کرد بودن ؟ انسان بودن ؟ اتهامات زینب بعد از بیست و سه روز بازداشت و بلاتکلیفی به او تفهیم شد که بی شک همه ی آن ها دروغین و واهی است . سپس در دادگاه حکمی دور از انصاف و ناعادلانه برای او صادر شد . حکمی بس ناعادلانه ! آنان که در واقعیت دغدغه ی بشریت دارند می دانند این حکم کمترین قرابتی با قوانین و اصول مصوب در قانون اساسی و مفاد بیانیه های حقوق بشری صادره در دنیا را ندارد ... اما حکم صادره برای زینب بایزیدی تنها برگ کتاب احکام ظالمانه برای فعالین کرد نیست . قلم پر کینه ی قضات دادگاه های ایران این روزها با عداوتی صد چندان برای صدور حکم فعالین کرد به گردش در می آید . هم اینک هشت زندانی عقیدتی محکوم به اعدام در کردستان وجود دارند.عدنان حسن پور(روزنامه نگار)، هیوا بوتیمار(فعال مدنی و روزنامه نگار)، فرزاد کمانگر(آموزگار ، فعال مدنی و حقوق بشر)، انور حسین پناهی(معلم و فعال مدنی)، فرهاد وکیلی(فعال مدنی)، علی حیدریان(فعال مدنی)، ارسلان اولیایی(فعال مدنی)، حبیب الله لطیفی(دانشجو و فعال مدنی). نباید از نظر دور داشت که روناک صفازاده همچنان با گذشت ماه ها از بازداشت غیرقانونی خود در بدترین شرایط ممکن در زندان نگهداری می شود . وی با وجود شرایط بسیار نامناسب خود در زندان و مشکلات جسمی اش ، در اعتراض به رفتارهای غیر قانونی صورت گرفته در زندان با حبیب الله لطیفی ، دانشجوی سنندجی ، دست به اعتصاب غذا زده و با شدت یافتن وخامت حالش به بیمارستان منتقل شده است ! هانا عبدی با ابلاغ حکم دور از عدل پنج سال زندان در تبعید مدت زیادی است که در زندان در انتظار تشکیل دادگاه تجدید نظر است و ده ها تن دیگر بلاتکلیف و غیرقانونی در زندان به سر می برند ! پاسخگوی این همه بی عدالتی کیست ؟ از چه روست که در این دیار ، کرد بودن دلیل محکمی برای اثبات جرم قلمداد می شود ! کاش کسی می دانست چه جرمی به واسطه ی کرد بودن صورت گرفته ؟ آزادی خواهی ؟ برابری طلبی ؟ کدامیک ؟ اتهامات همه ی این فعالین کذب است و سراسر بی پایه ! برای مثال یکی از اتهامات بی پایه و اساس زینب بایزیدی نامی است که وی بر فروشگاه خود گذاشته است ! «زيلان» . در جلسه تفهیم اتهامات به او گفته‌ شده این اسم زنی است که در کردستان ترکیه، بیست و چند سال پیش ، عضو یکی از احزاب بوده، اما واقعیت این است که این اسم در اداره ثبت احوال کشور ایران مجاز است و اسمی کاملا قانونی می باشد(نام يك گل!!!) . دیگر اتهام او فعالیت در خصوص تغییر قوانین برای برابری زن و مرد است در حالی که فعالیت در کمپین یک میلیون امضا امری علنی و قانونی است.نمونه ای از اتهامات زینب به این دلیل در اینجا ذکر شد که بر همگان معلوم شود علیه او هیچ مدرک محکمه پسندی در دست نیست و تا کنون زینب زبان به هیچ اعترافی نگشوده است. همچنین او در اعتراض به مشکلات خود در زندان و اینکه روز ابلاغ حکم با او به زبان تهدید صحبت شده که این امر کاملا غیر قانونی است ، دست به اعتصاب غذا زده است و سلامتی او در معرض خطر است. از سوی دیگر وضعیت نامعلوم و نگران کننده ی دو زن دیگر در زندان کردستان ؛ هانا عبدی و روناک صفازاده ، موضوعی است که نمی توان به آسانی از کنار آن گذشت و آنچه اهمیت دارد این است که باید دست به تلاشی گسترده و همه جانبه زد تا زنان بی گناهی که به جرم فعالیت برای برابری حقوق خود با مردان و احقاق آن در زندانند ، از بند رها شوند . گذشته از لزوم غیر قابل انکار رسیدگی و اعتراض به احکام صادره برای همه ی فعالین کرد و تلاش برای توقف برخوردهای غیرقانونی با آنان ، نکته ی شایان ذکر این است که باید پرسید همه ی این برخوردهای غیرقانونی و ضدبشری با فعالین زن کرد از چه روست ؟ جرم آنان چیست ؟ کرد بودن و یا زن بودن ؟ چه کسی پاسخ گوست ؟

۱۳۸۷ مرداد ۹, چهارشنبه

خانه های بهائيان هدف آتش‌سوزى‌هاى عمدى قرار گرفته‌اند


خانه های بهائيان هدف آتش‌سوزى‌هاى عمدى قرار گرفته‌اند
نيويورك٢٨ ژوئيه ٢٠٠٨ برابر با ٧ مرداد ١٣٨٧سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

آتش زدن عمدى خانه‌ها و وسائل نقليۀ بهائيان در ايران تازه‌ترين روش اِعمال خشونت بر عليه آنهاست.
بانى دوگال نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل، گفت: "در ساعات اوليه بامداد هيجدهم ژوئيه خانۀ مسكونى خانوادۀ شاكر در كرمان طعمه حريق شد. اين حادثه تنها چند هفته پس از آن رخ داد كه اتومبيل اين خانواده بعد از دریافت تلفن‌های مکرر تهدیدآمیز، به آتش كشيده شد."
وی افزود: "همانطور كه بنا به تجربه‌هاى قبلى انتظار مى رفت، مسئولانى كه به پروندۀ اين آتش سوزى رسيدگى مى‌كردند نشانۀ‌هاى بديهى عملياتى مشكوك در اين آتش سوزى از جمله صداى انفجار را نديده گرفتند و حادثه را ناشى از اختلال و اتصال برق اعلام كردند."
به گفته خانم دوگال در پانزده ماه گذشته بهائيان ايران هدف حداقل دوازده مورد آتش‌سوزى عمدى بوده‌اند. ایشان وقایع زیر را به عنوان مثال بیان کردند:
روز پانزدهم ژوئيه در ويلاشهر چند فقره كوكتل مولوتف به حيات خانۀ خسرو دهقانى و همسرش دكتر هما آگاهى پرتاب شد. اين حوادث فقط چند ماه پس از آن رخ داد كه دكتر آگاهى به خاطر تهديدهاى افراد ناشناس در ارتباط با بهائى بودن او مجبور شد مطب خودش را در نجف‌آباد، كه ٢٨ سال بود در آنجا به طبابت اشتغال داشت، تعطيل كند.
در روز بیست و پنجم ژوئیه، اتومبیل یک بهائی سرشناس در رفسنجان، واقع در استان کرمان، توسط دو موتور سوار به آتش کشیده شد. چندی پیش صاحب اتوموبیل، سهیل نعیمی، و ١٠ خانوادۀ دیگر از بهائیان رفسنجان نامۀ تهدید‌آمیزی از طرف گروهی که خود را نهضت ضد بهائیت جوانان رفسنجان می‌نامد دریافت کردند. از جمله تهدیدهای این نامه اعلام جهاد بر ضد بهائیان بوده است.
در روز دهم ژوئن، آلاچیق بیرونی در حیاط منزل آقا و خانم موسوى، زوج بهائى مسنى كه در دهکدۀ تنگريز واقع در استان فارس زندگى مى‌كنند، با آتشى كه بر اثر ريختن بنزین افروخته شده بود، ساعت ١:١۵ بعد از نیم شب به كلى از ميان رفت. خانم و آقاى موسوى و دو پسرشان كه در نزديكى اين بنا خوابيده بودند، تصادفاً در موقع انفجار بشكه بنزینی كه براى شروع اين آتش‌سوزی استفاده شده بود، از خطر جراحت در امان ماندند.
خانواده موسوى معتقدند عامل اين آتش سوزى گمان مى‌كرده كه همۀ آنها در آلاچیقی كه به آتش كشيده شد خوابيده‌اند. آقاى موسوى بر عليه كسى كه به گمان او عامل اين آتش سوزى بوده رسماً شكايت نمود اما مقامات مربوطه به اين عنوان كه اين شخص به قرآن سوگند خورده كه در اين كار دست نداشته از پيگيرى اين پرونده خوددارى كردند. خانواده موسوى به حرمت قرآن مجید از شكايت خودشان صرف نظر كردند.
در چهارم آوريل خانه يك بهائى در بابلسر در شمال ايران به آتش كشيده شد.
در ماه فوريه در شيراز يك تاجر ۵٣ ساله در خيابان مورد حملۀ افراد ناشناسى قرار گرفت كه او را به درختى زنجير كردند، بر رويش بنزين ريختند و كوشيدند با پرتاب كبريت‌هاى روشن او را آتش بزنند.
در همان ماه فوريه در شيراز تلاش‌هاى ديگرى نيز براى آتش زدن يك خانه و وسائل نقليۀ بهائيان صورت گرفت.
در روز اول مه ٢٠٠٧ خانۀ عبدالباقى روحانى در روستاى ایول در مازندران بر اثر آتش سوزى عمدى از بين رفت.
در كرج، بخش اختصاص داده شده به بهائيان در يك گورستان به آتش كشيده شد.
خانم دوگال در اشاره به دستگيرى هفت عضو هيأت مسئول امور اوليۀ جامعۀ بهائيان ايران در ماه‌هاى مارس و مه سال جارى گفت: "حملات اخير ادامۀ تلاش مقامات مملكتى براى محروم كردن جامعۀ بهائيان ايران از رهبرى آن است." اين هفت نفر همچنان بدون اتهام مشخص و محروم از تماس با وكيل و خانواده‌هايشان در زندان اوين گرفتار هستند.
خانم دوگال افزود: "بهائيان در سراسر جهان ناظر تشديد خشونت‌ها در ايران هستند و ترس آنها از اين كه برنامه‌اى منظم در جهت آزار بهائيان در اين كشور به جريان افتاده روز به روز تقويت مى شود."
"تنها اميد آنها اين است كه آنقدر صداى اعتراض در اطراف جهان بلند شود كه حكومت ايران را وادار سازد به اين خشونت‌ها خاتمه دهد."

لیست پراکسی