۱۳۸۸ فروردین ۶, پنجشنبه

قتل وبلاگ نویس ایرانی؛ بیاینه کانون وبلاگ نویسان ایران


کانون وبلاگ نویسان ایران قتل وبلاگنویس ایرانی امیدرضا میرصیافی را درزندانمحکوم میکند


بنا بر اخبار رسیده آقای امید رضامیرصیافی 28 ساله و نویسنده وبلاگ روزنگاردر روز چهارشنبه 28 اسفند ماه برابر با 18مارس جان خود را در زندان اوین از دست داد.آقای میرصیافی تنها به جرم ابراز عقایدخود در وبلاگ روزانه اش به دو سال ونیم حبسمحکوم شده بود. طبق گزارش یک پزشک زندانی(دکتر حسام فیروزی) آقای میرصیافی با وضعبسیار وخیم جسمی به بهداری زندان منتقل شد.اما مسئولین زندان علیرغم هشدار و درخواست دکتر فیروزی از معالجه و انتقال اوبه بیمارستان خودداری کردند و عملا موجباتمرگ زودهنگام او را فراهم کردند.در همین ماه یک زندانی سیاسی دیگر به نامآقای امیر حشمت ساران به طور ناگهانی درزندان رجایی شهر کرج فوت کرد. در این زندانداروهای زندانیان به صورت پودر شده ومخلوط به آنان داده میشود. شادوران حشمتساران نسبت به علائم مسمومیت در برابر اینپودرها هشدار داده بود.کانون وبلاگ نویسان ایران فقدان آقایامیدرضا میرصیافی را به خانواده ایشان وعموم وبلاگ نویسان تسلیت میگویدکانون وبلاگ نویسان ایران دولت جمهوریاسلامی ایران را عامل مرگ امید میرصیافیمی‌داندو از همه روزنامه نگاران؛ وب نویسان ومقامات بین المللی می خواهد که در برابرصدور احکام علنی و پنهانی اعدام در ایرانبرای زندانیان سیاسی در بخصوص وبلاگنویسان و روزنامه نگاران ساکت ننشینند واعتراض خود را به طور گسترده بیان کنند.کانون وبلاگ نویسان ایران توجه انجمن بینالمللی قلم؛ شورای حقوق بشر اتحادیه اروپاو سازمان ملل و صلیب سرخ بین المللی را بهمرگهای مشکوک زندانیان سیاسی و عقیدتی درایران جلب میکند و از آنها میخواهد بااعزام هیئت های بازرسی و تحت فشار قراردادن دولت ایران برای آزادی همه زندانیاسیاسی و عقیدتی از بروز فجایع بعدیجلوگیری کنند.

کانون وبلاگ نویسان ایران پن لاگ

رونوشت:

انجمن بین المللی قلم

شورای حقوق بشر

اتحادیه اروپا

شورای حقوق بشر

سازمان ملل

صلیب سرخ بین المللی

گزارشگران بدون مرز

۱۳۸۷ اسفند ۳۰, جمعه

۱۳۸۷ اسفند ۲۳, جمعه

Iranian regime's meddling in Afghanistan




The Iranian regime’s export of terrorism and interventions aimed to provoke schisms in Afghanistan has been faced with opposition by the country’s officials and media.
Following the clerical regime’s increasing level of meddling in Afghanistan, an advisor for Afghanistan’s Information Ministry, Najibollah Menli, said, “There is evidence indicating that the source of some of the weapons used by the Taliban is the Iranian regime.”
Ahmad Behzad, a member of Afghanistan’s national assembly from the Herat province, has also said, “Whenever the Iranian regime’s relations with Western powers over the nuclear issue or Middle East disputes sour, the regime tries to exploit the Afghan situation and uses it as a leverage to promote its objectives in other regions.”
The Iranian regime’s meddling in Afghanistan is not restricted to arms shipments. Afghanistan’s Minister of Intelligence and Culture, Abdolkarim Khorram, has reported the discovery of a container of books sent by the regime in order to create divisions among various religious followers and ethnicities in the Nimrouz province, southwestern Afghanistan. He added that the investigations are being conducted by his ministry in this regard with the help of a government delegation.
Also in relation to book shipments, another member of the national assembly, Mohammad-Anvar Moradi, said: By sending such books, the Iranian regime tries to incite ethnic and religious extremism in the country. The Iranian regime propagates its own culture in the Nimrouz province through its TV programs, and it is imperative for the Ministry of Intelligence and Culture to take serious steps to prevent such measures.
Recently, the clerical regime sent one of the members of its “Supreme Revolutionary Council on Culture” to Afghanistan. This individual, identified as Rahim Pour-Azghadi, faced a hard-hitting reception in view of the regime’s meddling in Afghanistan.
Pour-Azghadi is one of the torturers and official theoreticians of the regime’s policy of export of terrorism and fundamentalism. He visited Afghanistan to take part in a conference entitled “The Media’s Responsibility.” Regarding the reactions faced by this agent of the Iranian regime in Afghanistan, two examples are worthy to mention.
The Arman Melli (‘National Ideal’) daily, published in Kabul, wrote in this regard that, “This Iranian official comes from a country with a dark and restricted atmosphere for the media. Those who write outside the permitted boundaries of the ruling regime are taken to the gallows. So, the official from such a country has come to Kabul. He did not mention the treatment of Afghans by Iranians which is worse that treating an animal. The Afghan refugee camps in Iran represent a dark stain on the Iranian regime’s record. … The models presented by this official to Afghans bear no similarities with the values of the Afghan people. Pour-Azghadi is a master of deception and he knows full well that the Islamic Revolutionary Guard Corps is behind Afghanistan’s civil war, sending weapons to fan the flames of this conflict. He wants to erase the blood stains from his hands and those of his regime. … He wants to dress Afghanistan’s media with the Iranian regime’s desired attire. This model stinks of blood. … The Iranian regime fans the flames of religious conflicts and the extremism of Shiites and Sunnis in Afghanistan.”
Another daily in Kabul, Hashte Sobh (‘8 AM’), also expressed anger over the appearance of the mullahs’ agent, writing, “The Iranian regime official’s words are unacceptable for the people of Afghanistan. … In Iran, in the course of 48 hours, 18 newspapers were banned and nearly 100 journalists became unemployed. What Pour-Azghadi means when referring to the media’s responsibility is acceptance of the establishment of dictatorship.”
The clerical regime and its extraterritorial terrorist Qods Force are involved in most of the terrorist acts in Afghanistan.
----Reza Shafa is an expert on the Iranian regime's Intelligence networks, both in Iran and abroad. He has done extensive research on Iranian Ministry of Information and Security (MOIS) also known as VEVAK, Intelligence Office of Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC), and Qods Force among others. Currently he is a contributor to NCRI website.

۱۳۸۷ اسفند ۲۱, چهارشنبه


A man stoned to death in northern Iran



Wednesday, 11 March 2009
NCRI – A 30-year-old man identified as Vali Azad was stoned to death in the Lakan prison yard in the northern city of Rasht, according to reliable sources.
A local judge named Kashani presiding in the 11th branch of the mullahs' court in Northern Province of Gilan order the stoning.
The ruling was implemented secretly in a remote area of the prison with presence of a few prison officials.
The authorities refuse to turn over the corpus to the family of the victim. Meanwhile, on January 13, the mullahs’ judiciary spokesman confirmed reports first exposed by the Iranian Resistance about the secret and brutal stoning on December 26, 2008 of three people in the Behesht-Reza cemetery in the holy city of Mashhad.
Prior to this, in a deceptive move, Mahmoud Hashemi Shahroudi, head of the mullahs’ judiciary, had announced a ban on implementing stoning sentences. The regime’s judiciary spokesman explained about this clear inconsistency as well as the rationale for implementing the cruel punishment by stoning, and said, “In view of the judges’ independence, it is possible that as long as the ban on stoning has not become law, the recommendations of the head of the judiciary would not be acted upon.”

۱۳۸۷ اسفند ۱۵, پنجشنبه

Barnen Först



کودکان مقدمند معتقد است:
رفتار هر جامعه با کودکان محک درجه انسانى بودن و آزاد بودن آن جامعه است.حق کودک بر هر ملاحظه و منفعت ملى، نژادى، اقتصادى، سياسى، ايدئولوژيک و مذهبى ارجح است. حقوق کودکان جهانشمول است. تضمين رفاه و سعادت هر کودک، مستقل از وضعيت خانوادگى با جامعه است.
کودکان مقدمند فعاليت ميکند:
تا شرايط مادى و روحى همه کودکان بهبود يابد. رفاه و شکوفايى آزادانه آنها تامين گردد.تا هرگونه خشونت به کودکان و تعرض به جسم و روح آنان متوقف گردد.تا امنيت، سلامت و آموزش و پرورش کودکان بر مبناى آخرين استانداردهاى جهانى تامين گردد.
کودکان مقدمند بعنوان يک تشکل:
نهادى است غير دولتى و غير انتفاعى که همچون يک کمپين بين المللى در دفاع از حقوق کودکان عمل ميکند. فعاليت در اين نهاد داوطلبانه است.جهت تحقق حقوق کودکان به اعمال فشار بر دولتها و نهادهاى مربوط به کودکان، به سازمان دهى کمپين هاى اجتماعى و بسيج افکار عمومى مبادرت ميکند.همچون يک ديده بان در رابطه با وضعيت کودکان در مقياس جهانى عمل ميکند تا بتواند افکار عمومى را نسبت به آن چه که بر کودکان ميرود هوشيار و فعال سازد.

۱۳۸۷ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

اطلاعیه وبلاگ نویسان در دفاع از جنبش دانشجوئی

دانشگاه قبرستان نیست!
اعتراض وبلاگ نویسان ایران و افغانستان به سرکوب گسترده دانشجویانطبق اخباری که همه درجریان آن هستید درچند روز گذشته عوامل سرکوب و اختناق جمهوری اسلامی به بهانه دفن کشته شدگان جنگ در دانشگاه یورش گسترده ای را به دانشجویان مبارز در دانشگاه امیرکبیر شروع کرده اند و روز به روز حلقه محاصر ه خود را تنگ تر می کنند .دانشجویان با شجاعت تمام دراین مدت از این حقیقت که دانشگاه به مثابه کانون علم و هنرو شادی وزندگی و آبادانی و سرسبزی باید پاک از خرافات و دست اندازیهای ارتجاع مذهبی و مستقل از منافع سخیف قدرتمندان باشد دفاع کرده اند و بدون شک هیچگاه از حق مسلم شان که آزادی و استقلال دانشگاه از مراکز قدرت است کوتاه نخواهند آمد .درجریان درگیریهای داخل دانشگاه و حمله چماقداران حکومتی و بسیجی ها همانطور که درفیلم ها و عکس ها ی تظاهرات دانشجویان دیده میشود ، شمارزیادی از دانشجویان مورد ضرب و جرح قرار گرفتند ودراولین روز بیش از هفتاد تن از آنها از جمله 30 دختر دانشجو دستگیر شدند .طبق گزارش خبرنامه امیرکبیر ، ارگان خبری دانشگاه امیرکبیر تعدادی از آنها با قید ضمانت آزاد شدند و لی هنوز سرنوشت 8 نفر به نام های مهدی مشایخی، عباس حکیم زاده، نریمان مصطفوی، مجید توکلی، احمد قصابان، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، کوروش دانشیار در زندان اوین دربند می باشند و اطلاعی از زمان آزاد شدن آنها ارائه نشده است.دراین شرایط که دانشجویان قهرمان با همه قوای خود درجهت شکستن سد سانسور و اختناق و برقراری دموکراسی و آزادی با بیشترین تلاش ها و فداکاریها درحال مبارزه با جهل و خرافه و ارتجاع هستند . ما بلاگ نویسان ار حرکت سرفرازانه دانشجویان دلاور دانشگاه امیرکبیر و دیگر دانشگاه های بپا خاسته حمایت کرده ، خود را درمبارزه برحق آنها سهیم دانسته، خواستار آزادی بدون قید و شرط همه دانشجویان دستگیر شده و خروج چماقداران و عوامل سرکوب از دانشگاه هستیم . دفن کشته شدگان جنگ را در صحن دانشگاه محکوم می کنیم و معتقدیم که این هیاهوی بسیار برای هیچ نه برای حرمت گذاشتن به کشته شدگان جبهه های جنگ بلکه برای توجیه سرکوب و اختناق و جنگ طلبی های ارتجاع حاکم است و سرپوش گذاشتن بربحران های رو به رشد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی حکومت توتا لیتر موجود است . ما معتقدیم که دفن کشته ها در دانشگاه تنها برای کنترل بیشتر برروی دانشجویان و شکستن سد محکمی است که دانشجویان مبارز بر علیه قانون شکنی ، اختناق و فساد حاکمان دردانشگاه ایجاد کرده اند . ترس حکومتگران از رشد و بالندگی درخت تناور مقاومت دانشجویان است و درجهت نابودی این مقاومت به هر خس و خاشاکی چنگ میزنند . ما معتقدیم که همه کسانی که برای آزادی تلاش میکنند باید از جنبش دانشجویی حمایت نموده و به هر طریق ممکن اخبار مبارزات آنها را درداخل و خارج کشور منتشر کرده و نگذارند که نیروهای سرکوبگر در فضای سکوت این جنبش را به شکست بکشانندما وبلاگ نویسان از مقاومت دلیرانه جنبش دانشجویی که پلی تکنیک را به نماد آزادی خواهی تبدیل کرده و پایه های حکومت مرتجعین را به لرزه در آورده است حمایت می کنیم و همگام با دانشجویان دلیر، خواهان آزادی فوری دانشجویان بازداشتی هستیم و از همه سازمان‌های حقوق بشری برای آزادی دانشجویان در بند کمک می طلبیم .

۱۳۸۷ اسفند ۸, پنجشنبه

سركوبی شبيه به 18 تير در دانشگاه امیرکبیر


خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي گزارش: میلاد ایران‌نژادنیروهای دولتی، اطلاعاتی، سپاه و انصار دراقدامی هماهنگ دانشگاه امیرکبیر را بهبهانه‌ی دفن شهدای جنگ، صحنه‌ی خشونت ودرگیری‌ کردنداز حدود دو هفته پیش خبری میان دانشجویانمی پیچید که قرار است در دانشگاه امیرکبیرنیز شهدای گمنام دفن شوند. پروژه ای که دراکثر دانشگاههای ایران صورت گرفته است ودر دانشگاه امیرکبیر نیز قرار بود ۲ سالپیش صورت گیرد که دانشجویان با هشیاریمانع از انجام این کار شده بودند. پس از قوت گرفتن این شایعه عده ای ازفعالان دانشجویی امیرکبیر اقدام بهرایزنی با مسئولان برای مخالفت با این طرحشدند. مجید توکلی از فعالان دانش‌جوییامیرکبیر که در جریان جعل نشریات دانشجویییک سال و نیم در اوین متحمل شکنجه شده بود،حسین ترکاشوند دبیر انجمن منتخبدانشجویان پلی تکنیک که ماه پیش از آن نیزدر اوین شکنجه شده بود، اسماعیل سلمانپورو کوروش دانشیار اعضای فعال انجمن منتخبدر راس این فعالیت قرار داشتند.جمعه ۱۸ بهمن در مراسم سالگرد مهندسبازرگان که در حسینه ارشاد برگزار می شد،هنگامی که قصد ورود به مراسم را داشتند،توسط نیروهای لباس شخصی مورد حمله قرارگرفته و سپس ربوده شدند، امروز پس از ۲۰روز همچنان در زندان اوین تحت فشارقراردارند و به دلیل اعتصاب غذا شرایط سختی رامی‌گذرانند. از دوشنبه ی هفته ی گذشته نیزدرصحن دانشگاه عده ی زیادی از دانشجویانبه همراه شورای صنفی دانشگاه مشغول به جمعآوری امضا در مخالفت با این طرح بودند.دلیل عمده‌ی مخالفت نیز این بودکه با توجهبه پروژه های شوم پیشین در دانشگاهامیرکبیر، انتصابی بودن مسوولان دانشگاهاز سوی دولت و مصادره ی تمام نهادهایدانشگاه به نفع بسیج، دفن شهدا زمینه یایجاد فضای اختناق و سرکوب را به اسم شهیددر دانشگاه فراهم می آورد. پس از سه روزحدود ۳۰۰۰ امضا توسط دانشجویان جمع آوریشد. در این بین بسیجیان دانشگاه نیز مدعیشدند که آنها نیز تعداد بسیاری امضا درموافقت با این طرح داشتند، که به زودیمعلوم شد تعداد این امضاها حدود ۴۰۰ امضابیشترنبوده است. حتا هنگامی که دانشجویاندانشگاه نیز خواستار برگزاری نظر سنجی دردانشگاه شدند، مسئولان دانشگاه و بسیجطفره رفتند و به طور علنی اعلام کردند کهبه دموکراسی هیچ اعتقادی ندارند! از روز شنبه بسیج اقدام به تصرف صحندانشگاه، چادر زدن آن هم با استفاده ازچادرهای هلال احمر و استفاده از سیستمهایصوتی بسیار قوی دانشگاه کرد. به طوری کهصدای آزار دهنده ی آنان کل دانشگاه را فراگرفته بود. دانشجویان دانشگاه پلی تکنیککه عده ی آنها بسیار بیشتر از نیروهایبسیجی بود در حرکتی خودجوش در مقابل بسیجیها دست به تجمع و بالا بردن پلاکاردهاییکردند و با سر دادن شعارهایی چون "مرگ بربسیجی"، "دیکتاتور زمانه، شهید شدهبهانه"،بسیجی بی غیرت، قرآن کردی به نیزه"،"مرگ بر دیکتاتور" و... صدای اعتراض خود رابه گوش آنان رساندند. روز بعد از آن نیز ایناعتراضات با حجم بسیار بیشتری ادامه یافت." یکشنبه شب در اقدامی بی سابقه از شخص اولجمهوری اسلامی پیامی در رابطه با دفن شهدادر دانشگاه منتشر شد که در آن حمایت قاطع وشخصی وی از این امراعلام شده بود. صداوسیمانیز از آحاد مردم برای دعوت در مراسم فوقدعوت ‌می‌کرد. در ادامه و در همان شب باتمام فعالین در اعتراض‌های روزهای گذشتهتماس گرفته شد، آن‌ها تهدید شدند در صورتحضور در دانشگاه بازداشت و سپس شکنجهمی‌شوند. صبح روز دوشنبه تمام افرادی کهدر اعتراضهای روزهای قبل حضورداشتند،ممنوع الورود شدند، اما عده ی بسیار کمیموفق شدند از در خیابان رشت وارد دانشگاهشوند. نیروهای بسیجی‌ به شدت مشغول آمادهسازی دانشگاه بودند. پنج قبر جلوی دانشکدههوافضا حفر شده بود که به زودی معلوم شدیکی از چاههای فاضلاب دانشگاه زیر جایی کهمیخواهند شهدا را دفن کنند، وجود دارد وامکان فرو نشستن زمین آن وجود دارد! در حدود ساعت ۱۲ بود که نیروهای سپاهی،انصار، دانشجویان دانشگاه های امام صادق،امام حسین و امام علی نیز فوج فوج وارددانشگاه شدند. چهره‌هایی همه شبیه هم کهتا کنون یکبار هم در دانشگاه دیده نشدهبودند. کم کم تمام نیروهای دولتی، سپاه،صدا و سیما و امکانات آنها در دانشگاهمستقر شد. در این میان حدود ۱۵ نفر از دانشجویاندانشگاه با تشکیل یک حلقه در برابردانشکده ی شیمی شروع به خواندن سرود یاردبستانی کردند. کم کم دیگر دانشجویان نیزبه این گروه پیوستند و زیاد شدند. جمعیت بهسوی صحن دانشگاه حرکت کرد. عده‌ي بسیارزیاد و بی سابقه یی از دانشجویان امیرکبیردر صحن دانشگاه جمع شده بودند. در مقابلنیروهای سازمان‌یافته‌ي زیاد دیگری ازعوامل دولتی نیز تا صحن دانشگاه وروبه‌روی مخالفین جمع شده بودند. فضای رعبآور و وحشتناکی بود. جمعیت مخالف دانشجویان امیرکبیر شعارهایاعتراضی و رادیکال سر می دادند. با آغازدرگیری؛ ‌نیروهای بسیجی به شدت هر چهتمامتر اقدام به ضرب و شتم دانشجویانکردند. درگیری شدید میان دانشجویانامیرکبیر و نیروهای بسیجی و سپاهی درگرفته بود. نیروهای دولتی از تمام پشت بامهای دانشکده ها و پشت بام مرکزی آمفی تئاتراقدام به فیلمبرداری و عکسبرداری ازدانشجویان مخالف میکردند. دانش‌جویان درصحن دانشگاه در مقابل حمله ی نیروهای بسیجمقاومت میکردند. نیروهای بسیجی با جمعیتزیادی که جمع کرده بود به شدت فشارمیآورند. نیروهای اطلاعاتی و سپاهی نیز کهسن و نوع لباس‌شان، آنها را از نیروهایبسیجی متمایز می کرد، در جمع دانشجویانحضور داشتند و به شدت آنها را مورد ضرب وشتم قرار میدادند. در میان شلوغیها یک نفربا سلاح سرد نانچیکو به سمتدانش‌جویانحمله ور شد! مقاومت دانش‌جویان، بسیجی ها را به شدتتحریک کرده بود، در پاسخ آنها شدت حمله‌هاو ضرب‌وشتم دانش‌جویان را بیش‌ترمی‌کردند. در این میان برخی دانشجویان بادر آوردن یک بلندگوی دستی اقدام بهسخن‌رانی کردند. سخنان به حق ایندانشجویان جمعیت بسیج رو به اوج توحشرساند. همزمان با ورود شهدا به دانشگاهعده‌ی بسیجی‌ها نیز زیادتر می‌شد. درمیان درگیری‌های که در مرز دانش‌جویان وبسیجی‌ها رخ می‌داد، عده‌یی از افرادمشکوک با چاقو به ساق پاهای دانشجویانامیرکبیر حمله‌ور شدند و عده‌یی به شدتمجروح شدند. فشار جمعیت بسیجی‌ها بسیارزیاد بود. از سه طرف دانشجویان مخالف را کهدر صحن دانشگاه بودند محاصره کرده بودند.با هم‌آهنگی جمعیت زیاد نیروهای بسیجی وسپاهی به سمت دانشجویان امیرکبیر حمله‌ورشدند و به نوعی جمعیت دانشجویان را تجزیهکردند. درحمله ها از چوب و نانچیکو وپنجه‌بوکس استفاده می‌کردند.دانش‌جویان تحت فشار بسیار شدید از صحن بهبیرون رانده شدند اما دوباره در فضای بیندانشکده ی فیزیک،کامپیوتر و در اصلی آمفیتئاتر، جمع شدند و دوباره به سر دادنسرودهای انقلابی و شعارهاهی اعتراضیاقدام کردند. افراد مشکوکی در بین دانش‌جویان حضورداشتند. برخی از دانش‌جویانی که سابقهبودن در زندان اوین را داشتند، عده‌یی ازافراد فوق را شناسایی کردند. این افراد بااستفاده از دوربین‌های حرفه‌یی اقدام بهگرفتن فیلم و عکس‌برداری می‌کردند و درهمان حال با الفاظ رکیک به دانشجویان راتهدید به برخوردهای تند می کردند. در این بین شهدا در دانشگاه خاک شدند. گفته‌شد که پخش تلویزیونی این مراسم با مشکلمواجه شده است و مسوولان فوق‌العاده عصبیهستند. فضای عجیب وترسناکی در دانشگاهحاکم بود. خبر رسید که دور تا دور دانشگاهبه محاصره ی لباس شخصی‌ها و افراداطلاعاتی و بسیجی در آمده است. حدود ساعت۳:۳۰ که خبر رسید مراسم دفن شهدا به انجامرسیده است، جمعیت بسیجی نیز دوباره به سمتصحن دانشگاه حرکت کردند. دانشجویان مخالفنیز با جمعیت زیادی با سردادن شعارهایاعتراضی در پشت سر آنها حرکت کردند و کم کمدوباره صحنه درگیری به صحن دانشگاه رسید. دو تن از افراد نیروهای بسیجی با اسپریفلفل به سمت دانشجویان حمله‌ور شدند. دوتن از دانشجویان به شدت از ناحیه چشم آسیبدیدند و با فریادهای فراوان به بیمارستانمنتقل شدند. دانشجویان دوباره با استفادهاز بلندگوی خود به سخن‌رانی در میان جمعیتپرداختند که با استقبال دانشجویانامیرکبیر روبه‌رو شدند. در میان سخن‌رانینیروهای فشار در طی یک حرکت همآهنگ شدهاقدام به پرتاب چندین آجر به سوی سخنرانکردند، به طوریکه شیشه‌های سلف سرویسشماره ی ۱ دانشگاه فرو ریختند. پس از پرتابسنگ و آجر نیز بسیجی‌ها شروع به حمله و ضربو شتم شدید کردند. کم کم دانشگاه به ظاهرخلوت شد. اولین خبر دستگیری مربوط به یک گروه ۵ نفرهبود که به همراه هم از در ولیعصر خوارج شدهبودند. ۲ تن از این افراد دختر بودند؛ نامیکی از آنها آذین بود و گفته شددانشجویرشته ی شیمی است. یکی از دانشجویان بسیجیبه نام "حنیف حسین ستاریان" در برابر درولیعصر به نیروهای لباس شخصی خط می‌داد کهچه کسانی دستگیر شوند. هرچه زمان می‌گذشتخبرهای بیشتری از دستگیری‌ها در برابردرهای مختلف دانشگاه به گوش می‌رسید. تا قبل از ساعت ۶ بازداشت ۴۰ نفر ازدانشجویان قطعی شده بود. فضای امنیتیعجیبی هم در داخل دانشگاه بر قرار بود. سهنفر از افراد اطلاعاتی سایه به سایه یکی ازفعالین سابق حرکت می کردند. گویا افراداطلاعاتی دانشجویان را مورد تعقیب قرارمی‌داند و سپس به نیروهای خود اعلاممی‌کردند که چه کسی از کدام درخارج می شود.حجم خبرهای بازداشت تکان دهنده بود.دانشجویان به صورت گروه گروه هر یک در یکیاز دانشکده‌ها و در مکانی مخفی شده بوند.به دلیل اینکه کل فضای دانشگاه بادوربین‌های امنیتی در حال کنترل بود،مکان دانشجویان نیز لو می‌رفت و نیروهایلباس شخصی نیز در آن مکان‌ها حضور پیدامی‌کردند. دانشجویان مرتب در حال تغییر مکان بودند.با خلوت شدن دانشگاه از دانشجویان و حضوربیشتر نیروهای لباس شخصی در دانشگاه نیزفضای رعب و وحشت بیش‌ترشد. خروج دانشجویاناز دانشگاه تا آخرین ساعات پایانی شب و بهسختی ادامه پیدا می‌کرد. طبق گزارش یکی از شاهدین، هنگام خروجدانشجویان از دانشگاه فردی به دنبالدانشجو رفته سپس با او احوال پرسی کرده ودر همین حین عده‌ی دیگر به آن دانشجوحمله‌ور شده و او را به ضرب و زور داخل یکماشین پژوی ۴۰۵ شخصی سوار کرده و همراه خودبردند. در جلوی در ولیعصر نیز تعداد بسیاریماشین ون وجودداشته است که دانشجویان راگروه گروه سوار آن می‌کردند و می‌بردند. در آخرین ساعات شب حضور بیش از ۱۰۰ دانشجودر کلانتری خیابان فلسطین قطعی شده بود.حدود نیمی از دانشجویان پس از دادن تعهد وضبط کارت دانشجویی ایشان برای کمیتهانضباطی دانشگاه، آزاد شدند. طبق گفته یشاهدان عینی در کلانتری، بسیجیان دانشگاهدر آنجا حضور داشتند و با در دست داشتنتعداد بسیاری عکس و فیلم از وقایع همان روزاقدام به شناسایی دانشجویان می‌کردند.طبق گفته ی یک دانشجو که خود در کلانتریحاضر بوده، عده‌یی لباس شخصی دانشجویانشناسایی شده را به اتاقی دیگر برده و سپسصدای فریادها و ناله‌های شدید از آن اتاقبه گوش رسیده است. طبق خبرها نیروهای بسیجیک لیست سی و چند نفره داشته‌اند که بایدحتما به اوین منتقل می‌شدند. از دانشجویان بازداشت شده در کلانتری حدود۲۰ نفر در آن لیست حضور داشتند و به اوینمنتقل شدند. جای بسی نگرانی وجود دارد کهعده ی بسیاری از دانشجویان ورودی ۸۶ نیز دراین بین وجود داشته‌اند. صبح امروز نیزنیروهای لباس شخصی به خانه ی دو تن دیگر ازدانشجویان رفته‌اند. یکی از آنها را پس ازبازداشت با قید تعهدآزاد و دیگری به اوینمنتقل شده است. امنیت و جان بسیاری دیگر ازدانشجویان نیز در خطر است. بر طبق گزارش‌های رسیده، عده ی بسیاری ازدانشجویان به بیمارستان‌های فیروزگر وامام خمینی در اطراف میدان ولیعصر و بلوارکشاورز منتقل شده‌اند. یکی ازدانشجویانبه علت شدت ضربه‌یی که به سرش خورده ضربهمغزی شده است و در شرایط بسیار بدی به سرمی‌برد. عده‌یی بسیاری درمان سرپاییشده‌اند، اما حال عده‌یی نزدیک به ۷ نفربه شدت وخیم است. فضای اطراف دانشگاه از میدان ولیعصر تاچهارراه ولیعصر، خیابان رشت و از ابتدایپل حافظ تا چهارراه کالج هم به شدت فضایامنیتی بود و کلیه ی عبور مرورها کنترلمی‌شد. حضور افراد مسلح و بازرسیدانشجویان نیز مشهود بود. طبق آخرین اخبار رسیده حضور ۳۲ تن ازدانشجویان امیرکبیر در اوین قطعی شده است.با توجه به صحبت‌های قبل از مراسم برخیمسئولان شنیده‌ها حاکی از آن است که دستوربرخورد شدیدی با دانشجویان از بالا صادرشده است. نماینده ی رهبری در دانشگاه نیزپس از پایان مراسم، دانشجویان را بهبرخورد شدید از داخل وخارج دانشگاه تهدیدکرد و در جواب عده‌یی از دانشجویان برایکمک گفت: این دستور از بالا صادر شده است.بسیاری از فعالین نحوه برخوردها را بسیارشبیه به نحوه برخوردها در ۱۸ تیر و کویدانشگاه می‌دانند و بیم آن می‌رود کهفاجعه ی شوم دیگری نیز پس از ۱۰ سال تکرارشود. در حال حاضر بازداشت این دانش‌جویان درزندان اوین قطعی است:میر پاشا مظفری / احمد قصابان/نریمانمصطفوی /عباس حکیم زاده /مهدی مشایخی

۱۳۸۷ بهمن ۳۰, چهارشنبه

بوی گوشت سوخته یک معتاد شرف دارد به بوی دهان لاریجانی


آقای لاریجانی! بوی گوشت سوخته یکمعتاد شرف دارد به بوی دهان تونماینده‌ای در نشست علنی مجلس از جای برمی خیزد تا از آقای رییس بخواهد از شانمجلس دفاع کند و به ملت توضیخ دهد آنکه درمقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی بنزینبر بدن خویش ریخت و خود را آتش زد٫ جانبازنبود بلکه معتاد بود و آقای رییس نیز سریعو آماده به دفاع برمی خیزد و تاکید می‌کندکه همین‌طور است ٫ آنکه در آتش خودساخته ٫سوخته٫ معتاد بوده و مشکل روحی و روانیداشته و اساسا بویی از جبهه و جنگ نبردهاست. اگر هنگام واقعه ملتی در کنار آتشمی‌ایستادند از بوی گوشت سوخته بدن یک”معتاد“ هرگز چندش‌شان نمی‌شد اماآنگاه که در برابر مرگ یک انسان ٫ دهانیباز می‌شود و به جای دلجویی ٫ شروع بهتوجیه می‌کند٫ بی شک ملتی دست به سمت بینیاش می‌برد تا بوی غیرانسانی این کلماتآزارش ندهد.

۱۳۸۷ بهمن ۱۳, یکشنبه


شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پــا بستی
گفتا شیخا هر آن چه گویی هستم
آیا تو چنان که می نمایی هستی

اعطای جايزه كارگری هلند به اسانلو





روزنامه اعتمادملی: اتحاديه سراسريكارگران هلند جايزه سال 2008 خود را به منصوراسانلو فعال كارگري ايراني كه در زندانبه‌سر مي‌برد اعطا كرد. به گزارش خبرنامهاميركبير اتحاديه كارگران هلند اعلا‌مكرد كه توانسته‌ است از طريق همسر منصوراسانلو از واكنش وي به دريافت اين جايزه ازدرون زندان اطلا‌ع بيابد.






لیست پراکسی